شمارهٔ ۵۸۱
واعظ قزوینیخسروی خواهی بنه از سر کلاه سروری
نیست سر را افسری بهتر ز بیدرد سری
مالداران بهر خود هردم بلایی میخرند
حیف درویشان نمیدانند قدر بی زری
نیست جنس خود پسندی دلپسند هیچکس
در دو عالم خودفروشان را نباشد مشتری
هر نفس دوران حریفی را ز پا می افگند
گردش گردون کند در محفل ما ساغری
بعد ما از همدمان واعظ مگر گاهی سخن
با زبان مصرعی ما را کند یادآوری
