شمارهٔ ۲۷۴فرخی یزدیرباعیاتهنگام جوانی به خدا پیر شدماز گردش آسمان زمینگیر شدمای عمر برو که خسته کردی ما راوی مرگ بیا ز زندگی سیر شدم