خودت را بپذیر
خط وخطوط وچروک صورتمو دوست دارم اونا به من میگن چقدر قوی بودم وچه روزگاری رو گذروندم .
زحماتی که کشیدم از بیدارخوابی، دلواپسی، استرسهای تحصیلی ،ازدواج وفرزندداری وتموم شبها وروزهایی که درصدد حل مشکلات زندگی بودم ظهور این خطوط مثل نوشته هایی از مقاومت من به روی صورتم حک شدن مانند دفتری از خاطرات
از روزهاوسالهایی که طی کردم ورسیدم به امروز ...
اثار قدمهایی که برداشتم تصمیماتی که گرفتم وراههایی که پیاده طی کردم ....
مسیر زندگی پر از سنگلاخ هس البته دار ودرخت ورودخونه ورنگین
کمان هم کم ندارد خوب قطعا طی کردن راه گاه باعث تاول در ذهنم شده گاه خوشی دلنشینی بر قلبم نهاده وقطعا تاثیری هم بر چهره ام ....
با خودم در صلح میمانم وهر چه هستم به هرشکلی اون رو دوست دارم خود واقعیمو دوست دارم رفیق راه زندگیم تنها جسم خودم هست، با من چه هاکه از سر گذرانده ....
گاه از شدت فکر وخیال بر پیشانیم گاه از دلواپسیها به روی صورتم نقوشی طراحی کرده روزگار، که انها را دوست دارم
روزها وساعتهای بیقراری ام خطوط پیشانیم را شکل داده وتموم رنجهایی که از دور ماندن از ارزوهایم بود خط کنار لبم را ساخته انگار یه لبخند با تمسخر به دنیایی که پر از ارزوهای سرکوب شده هست ......
زندگی زیباییهای خودش رو هم با نقوش زیبا بر صورتم به یادگار گذاشته شرط انصاف نیس بگویم همه غم وتلخی وسختی بوده خنده های از سر شوق کنار چشمانم را نقاشی کرده ...
شادیهای زندگی هم یادگاریهای شیرین بر روی صورتم بجا گذاشته ...
سالها وسالها از پی هم بی وقفه گذشتن این روزها که به پشت سرم نگاه میکنم انگار چند روزی بیش نبوده وشاید در خیالم همین دیروز بوده وقایع سالهای قبل
الان وقت این هس اجازه بدم باقی عمرم رابه دل خودم بگذرانم هر طور هستم هر شکل وقیافه
که دارم تنها تلاش کنم آرام بمانم واز باقی زندگی لذت ببرم .
پذیرای روح وجسم خود باشیم بدون هیچ قید وشرطی ...
ارادتمند فریده زینل زاده🙏💝