بخش ۴ - فیالحقیقة والطریقة
سنایی غزنویراه دور از دل درنگی تست
کفر و دین از پی دورنگی تست
ورنه یک خطوتست راه بدو
بنده باشی شوی تو شاه بدو
لقب رنگها مجازی کن
خور ز دریای بی نیازی کن
گفت بگذار و گرد کرد برآی
بندهای گران ز خود بگشای
ذوق ایمان مگر چشیده نه ای
روی تحقیق و صدق دیده نه ای
تا ترا رمز واضحات آمد
واضحاتت مغیبات آمد
در تو رشدی همی نمی بینم
ورنه من صبح صادق دینم
راه دین بر تو کردمی پیدا
تا نبودی تو اهوج و شیدا
دوری از سری کار همچو کفور
هست اهل الکفور اهل قبور
مر ترا چشم و گوش داد خدای
راه بنمود مرد راهنمای
امر داد و ترا چو حجت شد
عذر برخاست و وقت مهلت شد
