غزل شمارهٔ ۷۱۰
شاه نعمتالله ولیهر که او عین ما به ما جوید
یابد او هر چه از خدا جوید
درد دردش به ذوق می نوشد
دردمندی که او دوا جوید
مبتلایی که یافت ذوق بلا
روز و شب از خدا بلا جوید
در خرابات عشق مست و خراب
دایما گردد و مرا جوید
جام گیتی نما گرفته به دست
هرچه او را سپرده واجوید
عقل باشد ز عشق بیگانه
آشنا یار آشنا جوید
رند مستی که نعمت الله یافت
دنیی و آخرت کجا جوید
