غزل شمارهٔ ۷۹۵
شاه نعمتالله ولیمشکلات ما چو حل وا کرده اند
صحن ما را پر ز حلوا کرده اند
آفتابی بی غباری رو نمود
کی شود پنهان چو پیدا کرده اند
در همه آیینه رو بنموده اند
این نظر با چشم بینا کرده اند
جام می ما را عطا فرموده اند
دیگران گرچه تمنا کرده اند
مو به مو زلف بتان بگشوده اند
اهل دل را نیک شیدا کرده اند
دل به میخانه کشد جان نیز هم
گوییا میلی به مأوا کرده اند
نعمت الله را چه زان بخشیده اند
بعد از آن با ما کرمها کرده اند
