غزل شمارهٔ ۱۰۱۲
شاه نعمتالله ولینیم شب خوش آفتابی دیده ایم
آفتابی مه نقابی دیده ایم
صورت و معنی عالم یافتیم
خوش سر آب و سرابی دیده ایم
ما ز دریاییم و دریا عین ما
لاجرم چشم پر آبی دیده ایم
خوش خیالی نقش می بندیم باز
گوییا نقشی به خوابی دیده ایم
عالمی را باده می بخشیم ما
در چنین خیری ثوابی دیده ایم
در خرابات مغان افتاده مست
شاهد مست خرابی دیده ایم
نعمت الله نور چشم عاشقان
ساقی عالیجنابی دیده ایم
