شمارهٔ ۳۱ - وداع حضرت علیاکبر با مادر(ع)
صامت بروجردیدر کرب و بلای حسین بی یار
چون گشت غریب و بی مددکار
بگرفت به کف علی اکبر
در دم پی یار پدر سر
لیلای ستمکش جگر خون
از خیمه خود دوید بیرون
بوسید رکاب توسنش را
بگرفت دو دست دامنش را
کای شعله شمع آرزویم
ای تازه جوان ماه رویم
قربان جمال بی مثالت
مادر چه بود مگر خیالت
شوری که تو را فتاده بر سر
پنهان مکن از من مکدر
با آن همه آشنایی تو
چون شد سبب جدایی تو
با آن همه درد و غم نصیبی
