شمارهٔ ۶
صفی علیشاهدل رفت و راه از دستم زان نرگس مستانه
بی ساغر و می مستم حاجت چه به پیمانه
سجاده نشینی بس در صومعه با هر کس
دیگر نشوم زین پس دور از در میخانه
دل رفت و راه از دستم زان نرگس مستانه
بی ساغر و می مستم حاجت چه به پیمانه
سجاده نشینی بس در صومعه با هر کس
دیگر نشوم زین پس دور از در میخانه