شمارهٔ ۱۰
صفی علیشاهسراغت دارم دارم ای ماه یگانه
حریفان را روی هر شب بخانه
چون آیی نزد ما ننشسته بر جا
دراندازی پی رفتن بهانه
خوش آنروزی که بودی یار باما
نبودت کار با اهل زمانه
بماز ابرو چو می گشتی گمانکش
کشیدی تیر مژگان را کمانه
نکرد اغنی خدنگت با نشانی
همانا جز دل ما را نشانه
