بخش ۱۱ - در شرح سواری یکه تاز عرصه میدان وحدت و عنقای قاف هویّت و شرح مقام بقاء در وصف حضرت سید الشهدا علیه السلام والثناء در ضمن مکالمه آن مولا با بنت حضرت سیدة النساء صلوات ﷲ علیها فرماید
صفی علیشاهچونکه شاه عشق را در کربلا
عشق زد در دشت جان بازی صلا
ظهر عاشورا در آن صحرای کین
دید خود را بی کس و یار و معین
مهره ای در نرد عشق انداخته
وآنچه او را بود یکجا باخته
ذوالجلال فرد با تیغ و سلاح
هشت پا را در رکاب ذوالجناح
عزم میدان کرد چون حلال عشق
زینب س از پی با زبان حال عشق
گفت کای لب تشنه بحر وصال
بعد از اینت در کجا بینم جمال
گفت بیرون از مکان و لامکان
چون شدی یابی ز دیدارم نشان
زآنچه نآید در گمان و در قیاس
