بخش ۴۷ - خطاب رب العباد به باد
صفی علیشاهمی وزی اینسان چرا ای باد تند
بر خرابی نیستت حکمی ملند
می نگوییمت که ساکن شو موز
لیک برگی را مینداز و مگز
چون شوی ساکن که بهر جنبشی
گر نجنبی باد نبوی بالشی
ما تو را فرمان جنبش داده ایم
در تو این جنبندگی بنهاده ایم
لیک باشد نادر این از ما به باد
که بکن تو کوه را با قوم عاد
ماسوا را هریک از ما خدمتی است
هم ز کار غیر عادت قسمتی است
کار آتش سوزش است این ظاهر است
بر خلیل ار گلستان شد نادر است
غیر عادت بود نقل قوم عاد
هم اگر دادیم این فرمان به باد
