۱۲- آیات ۳۵ تا ۳۷
صفی علیشاهإذ قٰالت امرأت عمرٰان رب إنی نذرت لک مٰا فی بطنی محررا فتقبل منی إنک أنت السمیع العلیم ۳۵ فلمٰا وضعتهٰا قٰالت رب إنی وضعتهٰا أنثیٰ و اللٰه أعلم بمٰا وضعت و لیس الذکر کالأنثیٰ و إنی سمیتهٰا مریم و إنی أعیذهٰا بک و ذریتهٰا من الشیطٰان الرجیم ۳۶ فتقبلهٰا ربهٰا بقبول حسن و أنبتهٰا نبٰاتا حسنا و کفلهٰا زکریٰا کلمٰا دخل علیهٰا زکریا المحرٰاب وجد عندهٰا رزقا قٰال یٰا مریم أنٰی لک هٰذٰا قٰالت هو من عند اللٰه إن اللٰه یرزق من یشٰاء بغیر حسٰاب ۳۷
چون گفت زن عمران ای پروردگار من بدرستی که من نذر کردم برای تو آنچه در شکم منست از آواز شغل دنیا پس بپذیر از من بدرستی که تویی شنوای دانا ۳۵ پس چون بنهادش گفت پروردگارا بدرستی که من بنهادمش مؤنث و خدا داناتر است بآنچه بنهاد و نیست مذکر چون مؤنث و به درستی که من نامیدمش مریم و به درستی که من پناه می دهم او را بتو و فرزندان او را از شیطان رانده شده ۳۶ پس پذیرفت او را پروردگارش پذیرفتنی نیکو و رویانیدش رویانیدنی خوب و پابند آن کردش زکریا را هرگاه درآمد بر او زکریا در جای عبادت یافت نزدش روزی را گفت ای مریم از کجاست مر تو را این گفت آن از نزد خداست بدرستی که خدا روزی می دهد آن را که خواهد بی شمار ۳۷
در بیان نذر کردن مادر یحیی علیه السلام در وقت حمل و استعاذه او
