۱۶- آیات ۸۹ تا ۹۸
صفی علیشاهثم أتبع سببا ۸۹ حتٰی إذٰا بلغ مطلع الشمس وجدهٰا تطلع علیٰ قوم لم نجعل لهم من دونهٰا سترا ۹۰ کذٰلک و قد أحطنٰا بمٰا لدیه خبرا ۹۱ ثم أتبع سببا ۹۲ حتٰی إذٰا بلغ بین السدین وجد من دونهمٰا قوما لاٰ یکٰادون یفقهون قولا ۹۳ قٰالوا یٰا ذا القرنین إن یأجوج و مأجوج پس از پی رفت سببی را ۸۹ مفسدون فی الأرض فهل نجعل لک خرجا علیٰ أن تجعل بیننٰا و بینهم سدا ۹۴ قٰال مٰا مکنی فیه ربی خیر فأعینونی بقوة أجعل بینکم و بینهم ردما ۹۵ آتونی زبر الحدید حتٰی إذٰا سٰاویٰ بین الصدفین قٰال انفخوا حتٰی إذٰا جعله نٰارا قٰال آتونی أفرغ علیه قطرا ۹۶ فما اسطٰاعوا أن یظهروه و ما استطٰاعوا له نقبا ۹۷ قٰال هٰذٰا رحمة من ربی فإذٰا جٰاء وعد ربی جعله دکٰاء و کٰان وعد ربی حقا ۹۸
تا چون رسید بجای بر آمدن آفتاب یافت آن را که بر می آید بر گروهی که نگردانیده بودیم برای ایشان از پیش از آن پوششی ۹۰ همچنین و بدرستی که احاطه داشتیم بآنچه بود نزد او از راه آگاهی ۹۱ پس از پی رفت سببی را ۹۲ تا چون رسید میانه دو سد یافت از پیش آن دو تا گروهی را که نزدیک نبودند که بفهمند سخنی را ۹۳ گفتند ای ذو القرنین بدرستی که یأجوج و مأجوج فسادکنندگانند در زمین پس آیا بگردانیم برای تو خرجی بر آنکه بسازی میانۀ ما و میانۀ ایشان سدی ۹۴ گفت آنچه تمکن داده مرا در آن پروردگار من بهتر است پس مدد کنید مرا بقوتی که بسازم میان شما و میان ایشان سدی ۹۵ یارید نزد من پارچه های آهن تا وقتی که برابر شود میانۀ آن دو کوه گفت بدهید تا وقتی که گردانید آن را آتش گفت بیارید نزد من تا بریزم بر آن مس گداخته ۹۶ پس نتوانستند که بالا روند آن را و نتوانستند مر او را سوراخ کردن ۹۷ گفت این رحمتی است از پروردگارم پس چون آید وعده پروردگار من می گرداندش ریزه ریزه و باشد وعدۀ پروردگار من حق ۹۸
