۶- آیات ۴۳ تا ۵۱
صفی علیشاهقٰال لهم موسیٰ ألقوا مٰا أنتم ملقون ۴۳ فألقوا حبٰالهم و عصیهم و قٰالوا بعزة فرعون إنٰا لنحن الغٰالبون ۴۴ فألقیٰ موسیٰ عصٰاه فإذٰا هی تلقف مٰا یأفکون ۴۵ فألقی السحرة سٰاجدین ۴۶ قٰالوا آمنٰا برب العٰالمین ۴۷ رب موسیٰ و هٰارون ۴۸ قٰال آمنتم له قبل أن آذن لکم إنه لکبیرکم الذی علمکم السحر فلسوف تعلمون لأقطعن أیدیکم و أرجلکم من خلاٰف و لأصلبنکم أجمعین ۴۹ قٰالوا لاٰ ضیر إنٰا إلیٰ ربنٰا منقلبون ۵۰ إنٰا نطمع أن یغفر لنٰا ربنٰا خطٰایٰانٰا أن کنٰا أول المؤمنین ۵۱
گفت مر ایشان را موسی بیندازید آنچه را شمایید اندازنده ۴۳ پس انداختند ریسمانهاشان را و عصاهاشان را و گفتند بعزت فرعون بدرستی که ما هر آینه ماییم غلبه کنندگان ۴۴ پس انداخت موسی عصایش را پس آن گاه آن می ربود آنچه را می نمودند بدروغ ۴۵ پس در افکنده شدند ساحران سجده کنندگان ۴۶ گفتند گرویدیم بپروردگار جهانیان ۴۷ پروردگار موسی و هارون ۴۸ گفت آیا ایمان آوردید مر او را پیش از آنکه دستوری دهم شما را بدرستی که آن بزرگ شماست که آموخته است شما را سحر پس هر آینه زود باشد که بدانید هر آینه خواهم برید دستهاتان را و پاهاتان را از خلاف یکدگر و هر آینه بردار خواهم کرد شما را همه ۴۹ گفتند نیست باکی بدرستی که ما بسوی پروردگارمان بازگشت کنندگانیم ۵۰ بدرستی که ما طمع داریم که بیامرزد ما را پروردگار ما گناهانمان را که هستیم اول مؤمنان از قوم فرعون باحضار ۵۱
