۱۴- آیات ۴۹ تا ۵۳
صفی علیشاهقٰالوا تقٰاسموا باللٰه لنبیتنه و أهله ثم لنقولن لولیه مٰا شهدنٰا مهلک أهله و إنٰا لصٰادقون ۴۹ و مکروا مکرا و مکرنٰا مکرا و هم لاٰ یشعرون ۵۰ فانظر کیف کٰان عٰاقبة مکرهم أنٰا دمرنٰاهم و قومهم أجمعین ۵۱ فتلک بیوتهم خٰاویة بمٰا ظلموا إن فی ذٰلک لآیة لقوم یعلمون ۵۲ و أنجینا الذین آمنوا و کٰانوا یتقون ۵۳
گفتند سوگند خوردیم با هم بخدا که هر آینه شبیخون می زنیم او را و اهلش را پس هر آینه می گوییم مر وارثش را که حاضر نبودیم در جای هلاک اهل او و بدرستی که ماییم هر آینه راست گویان ۴۹ و مکر کردند مکر کردنی و مکر کردیم و ایشان نمی دانستند ۵۰ پس بنگر چگونه بود انجام مکر ایشان که ما هلاک کردیم ایشان را و قومشان را همه ۵۱ پس اینست خانه هاشان فرو ریخته بسبب آنکه ستم کردند بدرستی که در آن هر آینه آیتی است از برای گروهی که می دانند ۵۲ رهانیدیم آنان را که ایمان آوردند و بودند پرهیز می کردند ۵۳
نه نفر گفتند با هم بس شدید
که به حق سوگند می باید خورید
یا بگفتید این به حالی که قسم
خورده بودند از تبه کاری به هم
که شبیخون آوریم اندر طلب
بر وی و بر اهل او در نیم شب
جمله را بکشیم و بر صاحب دمش
این چنین گوییم اندر ماتمش
ما نبودیم ایچ حاضر که قتیل
گشت صالح هم نه بر خونش دخیل
