۴- آیات ۱۴ تا ۱۷
صفی علیشاهو لمٰا بلغ أشده و استویٰ آتینٰاه حکما و علما و کذٰلک نجزی المحسنین ۱۴ و دخل المدینة علیٰ حین غفلة من أهلهٰا فوجد فیهٰا رجلین یقتتلاٰن هٰذٰا من شیعته و هٰذٰا من عدوه فاستغٰاثه الذی من شیعته علی الذی من عدوه فوکزه موسیٰ فقضیٰ علیه قٰال هٰذٰا من عمل الشیطٰان إنه عدو مضل مبین ۱۵ قٰال رب إنی ظلمت نفسی فاغفر لی فغفر له إنه هو الغفور الرحیم ۱۶ قٰال رب بمٰا أنعمت علی فلن أکون ظهیرا للمجرمین ۱۷
و چون رسید بکمال قوتش و اعتدال یافت دادیم او را حکمت و دانش و همچنین جزا می دهیم نیکوکاران را ۱۴ و داخل شد در شهر بوقت غفلتی از اهل آن پس یافت در آن دو مرد را که کارزار می کردند این از شیعه او و این از دشمنش پس بیاری طلبید او را آنکه بودی از شیعه اش بر آنکه بود از دشمنش پس مشت زد او را موسی پس کشت او را گفت این بود از کار شیطان بدرستی که اوست دشمن اضلال کننده آشکار ۱۵ گفت پروردگار من بدرستی که من ستم کردم بر خودم پس بیامرز مرا پس آمرزید او را بدرستی که اوست آمرزنده مهربان ۱۶ گفت پروردگار من بآنچه انعام کردی بر من پس نشوم هرگز هم پشت گناهکاران ۱۷
در بیان کشتن حضرت موسیع قبطیی را به حمایت سبطیی
چون رسید او بر کمال رشد و حد
قد او شد راست هم محکم خرد
حکمت و دانش به او دادیم ما
محسنین را می دهیم اینسان جزا
شد به شهر اندر زمان غفلتی
ز اهل آن یعنی بدون حاجتی
