شمارهٔ ۲۸۱
قاسم انوارنهال دولتم را گل بر آمد
قیامت شدکه گل بر منبر آمد
مواعظ گفتاما نکته این بود
که عشق از هر دو عالم بر تر آمد
کسی کز عشق عزت یافت شاهست
سرش بالای چرخ چنبر آمد
جمال عشق را هر کس که بشناخت
بجوهر از دو عالم بر سر آمد
نیاز جان سر مستان بعشقست
که جان عود و محبت مجمر آمد
گذشت ایام هجرانجای شکرست
که دوران وصال ساغر آمد
صفات حسن تو می گفت قاسم
فغان از بلبل بی دل بر آمد
