شمارهٔ ۵۳۴
قاسم انواریار همان درد همان دل همان
غصه همان قصه مشکل همان
ناز همان حسن و جلالت همان
شوق همان گریه و حالت همان
عشوه همان شیوه همان خو همان
غمزه همان نرگس جادو همان
عشق همان زار و نزاری همان
چشم مرا گریه و زاری همان
سوز همان داغ جدایی همان
مسکنت و فقر و گدایی همان
دوست همان حسن و ملاحت همان
بر دل و جان سوز و جراحت همان
هجر همان درد مودت همان
قاسمی و داغ محبت همان
