شمارهٔ ۶۲ - در مدح ابوالخلیل جعفر
قطران تبریزیبا ماه تو تا مشک شد برابر
چون مشک بجوشم همی بر آذر
از بسکه مرا آذر است بر دل
آزار نجویم همی ز آذر
از بویه تو هر زمان بنالم
چون از پی فرزند مرده مادر
از بسکه بخواب اندرون بگردم
زین دست بد آندست دیدگان تر
آنشب که ببینم بخواب زلفت
شبگیر بود بسترم معنبر
کافر شود از غمزه تو مؤمن
مؤمن شود از بوسه تو کافر
تا کی بر تو چون هوای صافی
تا کی رخ من زرد همچو آذر
همبر نشود با نشاط جانم
تا بر نکنم با بر تو همبر
