حکایت شمارهٔ ۳۵
محمد بن منورآورده اند کی روزی شیخ در خانۀ خویش شد کدبانو فاطمه را دید کی دختر خواجه بوطاهر بود و نبیرۀ شیخ و ریسمان بر کلاف می زد و سر ریسمان گم کرده بود شیخ گفت یا فاطمه اگر این بارت سر ریسمان گم شود این آیت برخوان تا بازیابی ولاتکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوةانکاثا کدبانو فاطمه آن آیت برخواند سررشته و ریسمان بازیافت
