شمارهٔ ۳۷ - فردوسی
ملکالشعرا بهارسخن بزرگ شود چون درست باشد و راست
کس ار بزرگ شد از گفته بزرگ رواست
چه جد چه هزل درآید به آزمایش کج
هرآن سخن که نه پیوست با معانی راست
شنیده ای که به یک بیت فتنه ای بنشست
شنیده ای که ز یک شعر کینه ای برخاست
سخن گر از دل دانا نخاست زیبا نیست
گرش قوافی مطبوع و لفظ ها زیباست
کمال هر شعر اندر کمال شاعر اوست
صنیع دانا انگاره دل داناست
چو مرد گشت دنی قول های اوست دنی
چو مرد والا شد گفته های او والاست
سخاوت آرد گفتار شاعری که سخی است
گدایی آرد اشعار شاعری که گداست
کلام هر قوم انگاره سرایر اوست
