شمارهٔ ۱۹۸ - پیام به یاران تهران
ملکالشعرا بهارای صبا رو به جانب تهران
دوستان را ز من سلام رسان
دوست گفتم ز گفت خود خجلم
دوستی رخت بست از طهران
همه مانند کبک در دی ماه
کرده سرها به زیر برف نهان
همه بی معنی اند و ظاهرساز
همه دل مرده اند و چرب زبان
همه لاقید و لاابالی و رند
همه بی مهر و بی وفا و جبان
همه بی عار و یاوه گوی و چکه
همه بی بندوبار و کج پالان
همه صوفی مذاق و ابن الوقت
همه کوفی نهاد و کافرسان
همه مظلوم روی و ظالم خوی
همه مردم نما و دیونشان
