شمارهٔ ۲۲۳ - تنازع بقا
ملکالشعرا بهارزندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو
نیست هنگام تامل بی درنگ آماده شو
در ره ناموس ملک و ملت و خویش و تبار
با نشاط شیر و با عزم پلنگ آماده شو
بهر کام دوستان و بهر طبع دشمنان
در مقام خویش چون شهد و شرنگ آماده شو
همچو شیر سخت دندان یا عقاب تیزچنگ
تا مراد خویش را آری به چنگ آماده شو
تا رود صیت خوشت هرسو چو سرو آزاده باش
تا رسد آوازه ات هرجا چو چنگ آماده شو
علم یکتا گوهر است و کاهلی کام نهنگ
تا بری این گوهر از کام نهنگ آماده شو
حاصل فرهنگ جز مهر و محبت هیچ نیست
تا از این فرهنگ یابی فر و هنگ آماده شو
خشم و شهوت پالهنگ گردن آزادگی ست
تا ز گردن بفکنی این پالهنگ آماده شو
