رباعی شمارهٔ ۶۴۲
جلال الدین محمد مولویچون صبح ولای حق دمیدن گیرد
جان در تن زندگان پریدن گیرد
جایی برسد مرد که در هر نفسی
بی زحمت چشم دوست دیدن گیرد
چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
جان در تن زندگان پریدن گیرد
جایی برسد مرد که در هر نفسی
بی زحمت چشم دوست دیدن گیرد