شمارهٔ ۲ - در وصف طبیعت و ذکری از سید ضیاء الدین طباطبائی
میرزاده عشقیچو این منظومه آفاق سرتاسر منظم شد
همانا فارغ آفاق آفرین از نظم عالم شد
روان فرمود از انوار أنجم بر زمین روحی
که آخر رشته ای زان روح ارواح مکرم شد
بدان روح عمومی سایه ای از پرتو یزدان
نخستین مرتبت آن روح اندر قلزم و یم شد
پس از تولید اجسام نباتی در بن دریا
درون ابر رفت و بر زمین بنشست و شبنم شد
چو اشک آسمان شد او بشد چشم زمین روشن
درون در چشمه ها گردید و کوه و دشت خرم شد
پس از تولید اجسام نباتی سر ز حیوان زد
روان بخشید بر هر جسم بی جانی که توأم شد
تجلی کرد در هر عضو هر گون جانور آخر
گهی چنگال آهو گشت و گه چنگال ضیغم شد
