بخش ۱ - کفن سیاه
میرزاده عشقیاین هم چند قطره اشک دیگر که از دیدن ویرانه های مداین از دیده طبع عشقی بدین اوراق چکیده موضوع این منظومه نو و شیوا سرگذشت یک زن باستانی به نام خسرو دخت و سرنوشت زنان ایرانی در نظر او هنگام ورود به مه آباد است
در تکاپوی غروب است ز گردون خورشید
دهر مبهوت شد و رنگ رخ دشت پرید
دل خونین سپهر از افق غرب دمید
چرخ از رحلت خورشید سیه می پوشید
که سر قافله با زمزمه زنگ رسید
در حوالی مداین به دهی
ده تاریخی افسانه گهی
ده به دامان یکی تپه پناه آورده
گرد تاریک وشی بر تن خود گسترده
چون سیه پوش یکی مادر دختر مرده
کلبه هایش همه فرتوت و همه خم خورده
الغرض هییتی از هر جهتی افسرده
