بخش ۱
هلالی جغتاییای وجود تو اصل هر موجود
هستی و بوده ای و خواهی بود
صانع هر بلند و پست تویی
همه هیچند هرچه هست تویی
نقشبند صحیفه ازل تویی
یا وجود قدیم لم یزل تویی
نی ازل آگه از بدایت تو
نی ابد واقف از نهایت تو
از ازل تا ابد سفید و سیاه
همه بر سر وحدت تو گواه
ورق نانوشته می خوانی
سخن ناشنیده می دانی
پیش تو طایران قدوسی
بهر یک دانه در زمین بوسی
روی ما سوی توست از همه سو
سوی ما روی تست از همه رو
در سجودیم رو به درگه تو
پا ز سر کرده ایم در ره تو
چیست این طرفه گنبد والا
رفته گردی ز درگهت بالا
کعبه سنگی بر آستانه تو
قبله راهی به سوی خانه تو
