رباعی شمارهٔ ۴۰۱
می رست زدشت خاوران لاله آل چون دانه اشک عاشقان در مه و سال بنمود چو روی دوست از پرده جمال چون صورت حال من شدش صورت حال
بسیاری از رباعیات و اشعار منتسب به ابوسعید در واقع از آن شاعران دیگر است. فرزندان ابوسعید در کتابهای «حالات و سخنان ابوسعید» و «اسرار التوحید» گفتهاند که جدشان جز سه بیت، شعری نگفته و آنچه در مجالس میخوانده، گفتار پیرانش بوده است.
۷۲۴ شعر از ابوسعید ابوالخیر
می رست زدشت خاوران لاله آل چون دانه اشک عاشقان در مه و سال بنمود چو روی دوست از پرده جمال چون صورت حال من شدش صورت حال
یا رب به علی بن ابی طالب و آل آن شیر خدا و بر جهان جل جلال کاندر سه مکان رسی به فریاد همه اندر دم نزع و قبر و هنگام سؤال
گر با غم عشق سازگار آید دل بر مرکب آرزو سوار آید دل گر دل نبود کجا وطن سازد عشق ور عشق نباشد به چه کار آید دل
هر جا که وجود کرده سیرست ای دل می دان به یقین که محض خیرست ای دل هر شر ز عدم بود عدم غیر وجود پس شر همه مقتضای غیرست ای دل