بخش ۱ - نامهٔ باستان در یگانگی خداوند پاک
سر نامه بر نام زروان پاک که رخشید ازو هرمز تابناک خداوند زاووش و کیوان پیر فروزنده ماه و ناهید و تیر وز او آفرین باد بر ایزدان که هستند فرمانبرش جاودان هم امشاسپندان با زور و دست ک
۱۰۴ شعر از میرزا آقاخان کرمانی
سر نامه بر نام زروان پاک که رخشید ازو هرمز تابناک خداوند زاووش و کیوان پیر فروزنده ماه و ناهید و تیر وز او آفرین باد بر ایزدان که هستند فرمانبرش جاودان هم امشاسپندان با زور و دست ک
خوشا وقت شاه آفریدون گرد که کلدانیان را زایران سترد پی ماردوشان از آن جا برید دگر شوکت اژدها کس ندید بپرداخت نااهریمنان خاک را برانداخت آیین ضحاک را که از پشت گاوان خورش داشتند ز م
تو تا باشی ای خسرو نامور مرنجان کسی را که دارد هنر به ویژه که باشد ز روشن دلی به جان دوست دار نبی و علی یکی نامداری زایران منم که خو کرده در جنگ شیران تنم قلم دارم و علم و فرهنگ و
ندیدی تو این خامه ی تیز من نیندیشی از کلک خونریز من که من از سنان قلم روز کین بدوزم بلند آسمان بر زمین هم از نیروی کلک آتش فشان شرار افکنم در دل بد نشان مرا خامه ای هست خارا شکاف ک