بخش ۳۸ - رسول فرستادن شمع نور را بسوی پروانه
اهلی شیرازیرسولی بود امی چون پیمبر
که بی خط سر پنهان بودش از بر
رسول عقل را جبریل الهام
ز عرش دل چنین آورد پیغام
که شمعش همره دل از رفیقان
رفیقی بود از صاحب طریقان
ازین روشن ضمیری نام او نور
بعنوان رسولی گشته مشهور
سبک سیری که چون برق یمانی
نکردی باد با او همعنانی
چو صبح از سرعتش تا کس زدی دم
بیکدم گشته بودی گرد عالم
ز بس بینندگی چونصبح روشن
نبود از وی نهان یکچشم روشن
ز شخص او که همچونجان روان بود
صفای ظاهر و باطن عیان بود
چو حرفی از زبان شمع جستی
ضمیر روشن او نقش بستی
