دیباچه
بعد از حمد و ثنای جهان آفرین و درود بر روان سید المرسلین و آله الطیبین و عترته الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین پوشیده نماند که رندان دیر فنا که صوفیان صومعه قد سند و صبوحی زدگان م
۱۰۲ شعر از اهلی شیرازی
بعد از حمد و ثنای جهان آفرین و درود بر روان سید المرسلین و آله الطیبین و عترته الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین پوشیده نماند که رندان دیر فنا که صوفیان صومعه قد سند و صبوحی زدگان م
ساقی قدحی که کار سازست خدا وز رحمت خود بنده نوازست خدا می خور بنیاز و ناز طاعت مفروش کز طاعت خلق بی نیازست خدا
ساقی قدحی که کار عالم نفسی است گر یک نفست فراغتی هست بسی است خوشباش به هر چه پیشت آید ز جهان هرگز نشود چنانکه دلخواه کسیست
ساقی نظری به بینوانیی باری گر باده نمیدهی صلایی باری درمان منست یک نگه چون نکنی از نیم نگه نیم دوایی باری
ساقی قدحی که بیکسان را تو کسی گر درد بسی بود دوا هم تو بسی فریاد رس اهلی مسکین که شود فریاد رسش که هم تو فریاد رسی