قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵ - در مدح سید سادات
انوری ابیوردیبا خاک در تو آشنایی
خوشتر ز هزار پادشایی
دیده رخ راز مه ببیند
بر عارض تو ز روشنایی
از نکته طوطی لب تو
سیمرغ گزید پارسایی
جایی که زلب حیات بخشی
عیسی بود از در گدایی
مهر تو و سینه چو من کس
طاوس و سرای روستایی
در خدمت عشق تست ما را
دل عاریتی و جان بهایی
بردی ز پری و آدمی هوش
یک راه بگوی تا کرایی
در خانه صبر فرقت تو
افکند هزار بی نوایی
در دعوی حسن خود سخن گوی
تا ماه دهد بر آن گوایی
از کوی چو آفتاب از کوه
