شمارهٔ ۲۶۵ - مطایبهٔ ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابی
انوری ابیوردیحکایت است به فضل استماع فرمایند
به شرط آنکه نگیرند از این سخن آزار
به روزگار ملکشه عرابیی خج کول
مگر به بارگهش رفت از قضا گه بار
سؤال کرد که امسال عزم حج دارم
مرا اگر بدهد پادشاه صد دینار
چو حلقه در کعبه بگیرم از سر صدق
برای دولت و عمرش دعا کنم بسیار
چو پادشه بشنید این سخن به خازن گفت
که آنچه خواست عرابی برو دوچندان آر
برفت خازن و آورد و پیش شه بنهاد
به لطف گفت شه او را که سید این بردار
سپاس دار و بدان کاین دویست دینار است
صد است زاد تو را و کرای و پای افزار
صد دگر به خموشانه می دهم رشوت
نه بهر من ز برای خدای را زنهار
که چون به کعبه رسی هیچ یاد من نکنی
که از وکیل در بد تباه گردد کار
