بخش ۵۶ - به کشتی نشستن
چو سه روز بگذشت و شد راست باد به کشتی نشستند و رفتند شاد به دریا و خشکی ز کشتی کشان هر آن کس که داد از شگفتی نشان برفتند سیصد هزاران فزون بدیدند از جانور گونه گون چه برسان پرنده و ...

ابونصر علی بن احمد اسدی توسی شاعر ایرانی قرن پنجم هجری و سرایندهٔ اثر حماسی گرشاسپنامه است. وی به نقل مجمع الفصحاء در سال ۴۶۵ هجری درگذشت. آرامگاه وی در تبریز است. اسدی نظم گرشاسپنامه را در سال ۴۵۸ هجری قمری به پایان رساند. گرشاسپنامه در میان آثاری که به پیروی از شاهنامهٔ فردوسی نوشته شدهاند، یکی از متنهای بسیار موفق به شمار میرود. اسدی توسی از چند جهت دیگر هم در تاریخ ادبیات ایران دارای اهمیت است: کهنترین دستنویس فارسی که تاکنون به دست آمده (الابنیه عن حقائق الادویه) به خط اسدی توسی است. افزون بر این وی نخستین واژهنامهٔ پارسی را (بنا بر آنچه تا امروز به دست ما رسیدهاست) به نام لغت فرس تدوین نموده است. متن کتاب گرشاسپنامهٔ اسدی توسط آقای سیاوش جعفری از روی تصحیح زندهیاد حبیب یغمایی واژهنگاری شده است.
چو سه روز بگذشت و شد راست باد به کشتی نشستند و رفتند شاد به دریا و خشکی ز کشتی کشان هر آن کس که داد از شگفتی نشان برفتند سیصد هزاران فزون بدیدند از جانور گونه گون چه برسان پرنده و ...
از آن کوه ملاح بگذشت خواست سپهدار گفت این شتابت چراست بمان تا برین گنگ باز از شگفت چه بینیم کان یاد باید گرفت بدو گفت ملاح مفزای کار که ایدر بود کرگدن بی شمار به بالای گاوی پر از خ...