حکایت طوطی
طوطی آمد با دهان پر شکر در لباس فستقی با طوق زر پشه گشته باشه ای از فر او هر کجا سرسبزیی از پر او در سخن گفتن شکرریز آمده در شکر خوردن پگه خیز آمده گفت هر سنگین دل و هر هیچ کس چون
۲ شعر از عطار نیشابوری
طوطی آمد با دهان پر شکر در لباس فستقی با طوق زر پشه گشته باشه ای از فر او هر کجا سرسبزیی از پر او در سخن گفتن شکرریز آمده در شکر خوردن پگه خیز آمده گفت هر سنگین دل و هر هیچ کس چون
بود آن دیوانه عالی مقام خضر با او گفت ای مرد تمام رای آن داری که باشی یار من گفت با تو برنیاید کار من زآنک خوردی آب حیوان چند راه تا بماند جان تو تا دیرگاه من در آنم تا بگویم ترک ج