بخش ۱ - المقاله الحادیه و العشرون
مشو مغرور ملک و گنج و دینار که دنیا یاد دارد چون تو بسیار خدا را زان پرست از جان پر نور که استحقاق دارد وز طمع دور به هر کاری خدا را یاد می دار خدا را تا توی از یاد مگذار به کاری گ
۲ شعر از عطار نیشابوری
مشو مغرور ملک و گنج و دینار که دنیا یاد دارد چون تو بسیار خدا را زان پرست از جان پر نور که استحقاق دارد وز طمع دور به هر کاری خدا را یاد می دار خدا را تا توی از یاد مگذار به کاری گ
به چین شد پیش پیری مرد هوشیار که ما را از حقیقت کن خبردار جوابش داد آن پیر طریقت که ده جزوست در معنی حقیقت بگویم با تو گر نیکو نیوشی یکی کم گفتن ست و نه خموشی ز خاموشی ست بر دست شه