شمارهٔ ۱
لعلت که خجل کرد گل رعنا را از پسته نمود خال مشک آسا را میخواستم از پسته سبزت شکری تو بر در بسته خط نوشتی ما را
۳۵ شعر از عطار نیشابوری
لعلت که خجل کرد گل رعنا را از پسته نمود خال مشک آسا را میخواستم از پسته سبزت شکری تو بر در بسته خط نوشتی ما را
فرسودن لعل آبدارت بر من بنمودن زلف بیقرارت بر من یک بوسه بخواهم و صدم عشوه دهی وآنگه گویی ازین هزارت بر من
ای جان همه جهان زکوة لب تو رسته ز شکر برون نبات لب تو دل در ظلمات زلفت از دست برفت آه ار نرسد آب حیات لب تو
دل نیست کز آن ماه برنجد هرگز کانجا دل کس هیچ نسنجد هرگز هرکس سخن دهان او میگوید لیکن سخنی درو نگنجد هرگز
ای ماه به چهره یا گلی یا سمنی وز خوش بویی شکوفه یا یاسمنی شیرین لب و پسته دهن و خوش سخنی المنة لله که به دندان منی