شمارهٔ ۱۱
عطار نیشابوریاز آرزوی یقین چو مینتوان زیست
بر خلق بباید ای خردمند گریست
کاینجا که بود هیچ نمیداند کیست
وانجا که رود حال نمیداند چیست
از آرزوی یقین چو مینتوان زیست
بر خلق بباید ای خردمند گریست
کاینجا که بود هیچ نمیداند کیست
وانجا که رود حال نمیداند چیست