شمارهٔ ۳۰
عطار نیشابوریای آن که هزارگونه سودا داری
مردان همه ماتم تو تماشا داری
خوش می خور و می خفت که داند تا تو
در پیش چه وادی و چه دریا داری
ای آن که هزارگونه سودا داری
مردان همه ماتم تو تماشا داری
خوش می خور و می خفت که داند تا تو
در پیش چه وادی و چه دریا داری