شمارهٔ ۶۴
عطار نیشابوریرفتم که بنای عمر نامحکم بود
وین تیره سرای سخت نامحرم بود
پندار که سوزنی ز عیسی گم گشت
و انگار که ارزنی ز دنیا کم بود
رفتم که بنای عمر نامحکم بود
وین تیره سرای سخت نامحرم بود
پندار که سوزنی ز عیسی گم گشت
و انگار که ارزنی ز دنیا کم بود