شمارهٔ ۳
عطار نیشابوریدوش آمد و دل ازو کبابی میگشت
تا باده به کف کرد و خرابی میگشت
در سینه جانم فلکی گردان کرد
پس گرد فلک چو آفتابی میگشت
دوش آمد و دل ازو کبابی میگشت
تا باده به کف کرد و خرابی میگشت
در سینه جانم فلکی گردان کرد
پس گرد فلک چو آفتابی میگشت