شمارهٔ ۲۱
عطار نیشابوریگفتم ز میان جان شوم خاک درش
تا بوک بود بر من مسکین گذرش
او خود چو ز ناز چشم مینکند باز
کی بر من دلسوخته افتد نظرش
گفتم ز میان جان شوم خاک درش
تا بوک بود بر من مسکین گذرش
او خود چو ز ناز چشم مینکند باز
کی بر من دلسوخته افتد نظرش