شمارهٔ ۲۳
عطار نیشابوریشمع آمد وگفت جاودان افتادن
به زانکه چو من به هر میان افتادن
از شهد چو موم نقره دور افتادم
بر نقره ازین به نتوان افتادن
شمع آمد وگفت جاودان افتادن
به زانکه چو من به هر میان افتادن
از شهد چو موم نقره دور افتادم
بر نقره ازین به نتوان افتادن