بخش ۳ - در نعت شاه اولیا علی علیه السلام
عطار نیشابوریدین اگر خواهی سخن راراست گو
باش تابع بر امام راستگو
شهسوار لو کشف شیر خدا
از خدا دانی جهان را رهنما
آن امامی کو بحق اسرار گفت
گفت با منصور و هم با دارگفت
مصطفی سر خدا با او بگفت
از حقایق ذره ای کی او نهفت
مصطفی اسرار حق از وی شنفت
هم از او بشنید و هم با او بگفت
او همیدانست سر من لدن
زان همی فرمود ز اسرار او سخن
سر اسرار خدایی او بود
نور انوار عطایی او بود
سر اسرار محمد دان که اوست
خود بدانستی که آخر هم خود اوست
تو مگر قرآن نخواندی ای پسر
یا مگر از حق نداری تو خبر
سالها در جهل و ظلمت رفته ای
وز تعصب گرد دوزخ تفته ای
ای تو را دنیا و دین بس نادرست
چون تو را ناپاکیی از اصل رست
