بخش ۱۸ - در صفت فقر و صبر
عطار نیشابوریفقر خود را پیش کس پیدا مکن
محنت امروز را فردا مکن
مر تو را آنکس که فردا جان دهد
غم مخور آخر تو را یک نان دهد
تا به کی چون مور باشی دانه کش
گر تو مردی فاقه را مردانه کش
بر توکل گر بود فیروزی ات
حق دهد مانند مرغان روزی ات
از خدا شاکر بود مرد فقیر
گر دهد قوتش لب نان فطیر
خم مشو پیش توانگر همچو طاق
تا نگردی یار با اهل نفاق
مرد ره را نام و ننگ از خلق نیست
نفرتش از جامه های دلق نیست
هر که را ذوق نکونامی بود
خاص مشمار که او عامی بود
گر تو را دل فارغ از زینت بود
کی هوای مرکب و زینت بود
