شمارهٔ ۱
فداک ابی و امی این تمشی براق آمد مگر بر عزم عرشی تو را چه عالم و چه عرش و چه فرش که صد عالم ورای عرش و فرشی کنون روحانیان عرش را بین چو سر بر خط نهاده انس و وحشی تویی سلطان مطلق در
البته شعر اول و سوم ترکیب بند است و نه ترجیع بند.
۳ شعر از عطار نیشابوری
فداک ابی و امی این تمشی براق آمد مگر بر عزم عرشی تو را چه عالم و چه عرش و چه فرش که صد عالم ورای عرش و فرشی کنون روحانیان عرش را بین چو سر بر خط نهاده انس و وحشی تویی سلطان مطلق در
ما مست شراب جان فزاییم سرخوش ز می گره گشاییم در کنج شرابخانه گنجی است ما طالب گنج کنجهاییم آنها که هوای می ندارند زنهار گمان مبر که ماییم هر جا که صراحیی ز جامی است گر جان طلبد درآ
کی باشد ازین نشیب نمناک دل خیمه جان زند برافلاک بستاند عقل جوهر از جان بفشاند روح دامن از خاک وین خیمه چار طاق ایوان در حلقه عاشقان زند چاک زهر است مزاج چار عنصر امید خلاص ازو چو ت