شمارهٔ ۲۳
ازرقی هرویتا از برم آن یار پسندیده برفت
خونم ز دو چشم و خوابم از دیده برفت
ای دیده بریز خون دل کان دیده
بگذاشت مرا در غم و نادیده برفت
تا از برم آن یار پسندیده برفت
خونم ز دو چشم و خوابم از دیده برفت
ای دیده بریز خون دل کان دیده
بگذاشت مرا در غم و نادیده برفت