فصل ۴۲
بهاء ولدقال النبی علیه السلام اول صلاح هذه األامة بالزهد و الیقین
یقین آن است که معنی بی گمان بر در دل ایستاده باشد و چون نظر خواهد که محبوس شود بر راحت حالی و بر دنیا از مجامعت و فرزندان و منال و جاه آن معنی رها نکند تا نظر بر اینها بنشیند بگوید که در این منزل اگرچه سبزه و آب روان می بینی فرونایی که دزدان از پس تو نشسته اند تو را اگر لقمه در دهان باشد و شربت آب در کف دست باشد هنوز خوشی آن به حلقت فرو نرفته باشد که دزدان بیرون آیند و غارتت کنند تا آن بر تو تلخ شود
و آن معنی تو را هر دم می گوید که تو در این منزل و در این تاریکی به خواب چه می شوی چون بیدار شوی و تاریکی برود جامه وجودت را همه پرحدث رنج خواهی دیدن
و آن معنی البته نظر تو را خیره و سرگردان می دارد تا از سررشته این جهان گسسته دارد و از روی آخرتش گشاده و روشن دارد
و یقین چون دایگان ایستاده باشد و کنارهای چادر نظر تو را در هوا می کند تا بر زمین قصور دنیا ننشیند چنانکه حوران بهشت دامن چادرهای زنان بصلاح را در بهشت و زلف های ایشان را بر طبق سیمین نهاده باشند تا بر شاخ زعفران و مشک اذفر آسیب نزند
