بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
شیخ بهاییای که روز و شب زنی از علم لاف
هیچ بر جهلت نداری اعتراف
ادعای اتباع دین و شرع
شرع و دین مقصود دانسته به فرع
و آن هم استحسان و رأی از اجتهاد
نه خبر از مبداء و نه از معاد
بر ظواهر گشته قایل چون عوام
گاه ذم حکمت و گاهی کلام
گه تنیدت بر ارسطالیس گاه
بر فلاطون طعن کردن بی گناه
دعوی فهم علوم و فلسفه
نفی یا اثباتش از روی سفه
تو چه از حکمت به دست آورده ای
حاش لله ار تصور کرده ای
چیست حکمت طایر قدسی شدن
سیر کردن در وجود خویشتن
ظلمت تن طی نمودن بعد از آن
خویش را بردن سوی انوار جان
